 این سه تصویر از میترا حجّار سه گونه پوشش او در خارج از کشورند. مهم نیست که ارشاد چه واکنش نشان بدهد و من هم اینجا با جنبهی مذهبی آن کاری ندارم. یکی لباسی زیباست به طرّاحی نیما بهنود با نشانی از ایرانزمین و دیگری لباسی عادی با رنگ و بوی مناطق بومی ایران ولی بیروسری و دیگری لباسی که معمولاً ستارگان غربی در جشنوارهها و مراسم اوّلین اکران میپوشند. لباس اوّل در نگاه من زیباترین است و لباس دوّم هم قابل قبول که بعید میدانم مشکلی را برایش ایجاد میکرد که چه امثال خانم عبادی و چه نویسندگان و هنرمندان مختلف را بدون روسری خارج از ایران دیدهایم. نمونهاش نیکی کریمی که عکس بیروسری او کنار گائل گارسیا برنال مشکلی را برایش درست نکرد چه رسد به لباسی با سربندی کوچک شبیه پوشش هدیه تهرانی یا سمیرا مخملباف. بد نیست از خود بپرسیم که چرا سمیرا با اینکه نیازی به کار در ایران ندارد و هنرپیشه هم نیست، به طور کامل از حجاب دل نکنده و ترجیح میدهد نشانی از لباس بسیاری از زنان هممیهن خود را با خود داشته باشد؟  نوشتهی کوتاه پسرعموی رؤیاگردم از زاویهی زیبایی شناسی حجاب به حضور گلشیفته در خارج از کشور پرداخته است که با او موافقم. نه تنها حجاب که لباس و نه تنها ظاهر که باطن نیز اگر پوشیده بماند، بر زیبایی ظاهری و باطنی میافزاید. توضیح سادهاش این است که- صرف نظر از نقش شکل دهندهی انواع لباس به تن و اندام- غیاب، کنجکاوی میآورد و تصوّر کمال. آنچه نیست را کامل و دست نایافتنی میپنداری و ترکیب ظاهر و باطن، آمیزهای دلپذیر از هماهنگی و جمال خواهد بود. بسیار دیدهام از پسرانی که در وبلاگهایشان مینویسند: آن انحناهای غریب پشت مانتو چرا به وقت تیشرت و شلوار پوشیدن محو میشوند؟ و البتّه چه بسیار رازها و معمّاهایی که به وقت آشکاری ناگهان ناپدید میشوند.  با دیدن تصاویر گلشیفته به این فکر افتادم که چرا او از میان سه گزینهی بالا( تصاویر حجّار)، سوّمین را انتخاب کرده است؟ با این کار اوّلاً شانس بازی در ایران را از دست میدهد و ثانیاً چرا آن دختر پرشور وشری که تصویر آویزان از پنجرهاش را میبینید، اینجا رام و آرام تن به قواعد بازی دیگران داده است؟ همیشه از خودم میپرسیدم غربیانی که از برابری زنان و مردان میگویند، چرا در مراسم جشنهای سینمایی، مردان باید پوشیده و کت و شلواری باشند ولی زنان مثلاً به جای کت و شلوار یا کت و دامن هرچه عریانتر ظاهر میشوند؟ گلشیفته متعلّق به این فرهنگ است و حتّی در لباس پوشیدن خود در ایران از طرّاحیهای بومی استفاده میکرد، پس چرا در این تصاویر نشانی از فرهنگ خود را به همراه ندارد؟ پ.ن: پس از نوشتن این مطلب دوستانی به ایمایان آمدند و نظر دادند که معلوم بود این وبلاگ را نمیخوانند یا شاید فراموش کردهاند که پیشتر من دربارهی گلشیفته یا سایر مسائل چه نوشتهام. به هرحال یادآوری این سه ایما بد نیست: 1. دگردیسی فرهنگی 2. دست حاکمان بر گلوی هنرمندان 3. حاشیه را از متن بزرگتر کنیم. |