ایمــــایان
اشاراتی است که مکرّر نمی‌شود
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
بایگانی

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 22 اسفند 1386
مغالطه در خدمت قدرت

 

 

چقدر چندش‌آوراست علمی که قرار است نور و مبین باشد؛ ظلمت و نادانی ‌شود. شاید آن زمان که فیلسوفان طرح معرفتی خود را بر اساس« قدرت» می‌افکندند، قدرت مانند امروز چیره و مسلّط نبود یا نه، بهتر بگویم: ظاهری حق به جانب نداشت.

این نوشته از آرش نراقی را پس از دفاع ناشیانه‌ی او از استادش خواندم و تعجّب کردم که چطور می‌توان در روز روشن آفتاب را انکار کرد. پیش از این هم بعضی اندیشمندان ایرانی فرنگ‌رفته را دیده بودیم که چطور توجیه‌گر قدرت استیلاجوی جهانی شده بودند.

افراد به هنگام استدلال معمولاً نکاتی را به عنوان پیش فرض می‌گیرند و سپس تلاش می‌کنند که با قواعد منطقی آنرا بسط دهند و به نتیجه برسانند.

۱. استدلال نراقی پس از تمثیل ساده‌انگارانه ولی تا حدّی درست مرد و دخترک در حال غرق، به اثبات نوعی وظیفه برای جامعه‌ی جهانی در کمک به محتاجان امداد می‌رسد، ولی به تیتر مطلب نگاه کنید؛ آیا سازمان ملل می‌بینید یا « آمریکا»؟ جناب نراقی تفاوتی بین آمریکا و جامعه‌ی جهانی نمی بیند یا واضحتر از آن، آمریکا را مقدّم بر جامعه‌ی جهانی در دخالت در کشورها می‌بیند که واقعاً جای شگفتی دارد.

2. دلیلش این است که وی کسانی را که دارای « توانایی» بیشتر هستند برای امداد محق‌تر می‌شمارد. این مثال را با مقایسه بین قهرمان شنا و مرد معمولی برای نجات دختر بیان می‌کند. این مثال تا حدّی در موارد انفرادی درست است ولی به هیچ عنوان در موارد جمعی درست نیست، چون یک کشور هر قدر قدرتمند باشد جزئی از جامعه‌ی جهانی است و جامعه‌ی جهانی شامل آن کشور به علاوه‌ی دیگر کشورهاست که مجموع همیشه قوی‌تر از آن کشور خواهد بود. پس هیچ کشوری به تنهایی برای دخالت در کشور دیگر نباید قدم پیش بگذارد.

3. نراقی از کسانی است که در یک دهه‌ی گذشته برای تبدیل نگاه تکلیف‌آور به حق‌مدار تلاش کرده است تا مگر - از روی خیرخواهی- بتوانند نقش تکلیف در دین را کم رنگ کنند. تلاش او در این نوشته برای اثبات تکلیف- ولو با نام حقّ تکلیف‌آور!- برای من بسیار جالب بود. ظاهراً به مقتضای « نیاز» معیارهای ما می‌توانند تفاوت کنند.

4. مثالی را که انتخاب می‌کند جایی است که آمریکا دخالت کرده( دارفور) و تازه شاکی است که چرا کم دخالت کرده است. ایشان مثالهایی مانند فلسطین و افغانستان و عراق را به دلایل واضح نمی‌آورد تا در مخمصه‌ای که نتواند از آن رهایی یابد، نیفتد. البتّه هدف ِنوشته از لینک‌های مرتبط زیرین آن آشکار است: آمریکا متّحد طبیعی دموکراتهای ایران است؛ و لابد دارای بیشترین حق برای دخالت و تجاوز به ایران. این چنین است که دانش‌گر، نقش جادّه‌صاف‌کن امپریالیسم را در فزون‌خواهی خود ایفا می‌کند و مهر تأییدی بر اشغال و سرپیچی از قوانین جهانی به نفع « تواناترها» می‌زند.


تعداد بازدیدکنندگان : 212688


Powered by BlogSky.com

عنوان آخرین یادداشت ها